دوستاشتنی ها
***شاد باشید همواره به یاد خدا باشید***
دنیای مجازی بدرود...
سلام به فلورای گرامی از این که به بنده سرزدید و منو قابل دونستید و نظر دادید ممنونم خلاصه دست شما درد نکنه.همیشه موفّق و پیروز باشید انشاءالله. هرجا هستید سلامت باشید انشاءالله. دیگه حرفی برای گفتن ندارم حرف آخر خوش باش با خدا باش... زن گفت:چه بوی خوبی میاد؟ مرد گفت:این بو،بوی اولین عشقمه،عشق گذشته. زن با خود اندیشید،عطر اولین عشق ماندگار تر است یا ... او هر روز خود و خانه را معطر می کرد اما عطر اولین عشق چیز دیگر بود......... ***سلام ب همه دوستای خوب ذکریا بعد از چندماه برگشت دوباره*** سلام ب همگی دوستان.سال نو و جدید و نوروز تازه و قشنگ بر همگی مبارک. و در یک کلام(((عید همگی مبارک))) یاعلی همگی...................... من با عرض معذرت فعلا دیگه آپ نمیکنم. اگه دوستاشتید نظر بدید اگه هم دوست نداشتید نظر ندید. اگه جواب نظر های شما رو ندادم شرمنده ببخشید. ممنون..فعلا..... یاعلی...... همگی در پناه حّق........ پیروزی شکوهمنده انقلاب اسلامی مبارک و گرامی باد........ (آخر زندگی) چیه؟!؟؟ همگی به این پست جواب خودتونو بگید و اگه جواب نظر های شما رو ندادم منو بخشید. منتظرم. یاعلی....... نوشته هایم را نمی
خوانی! حرف هایم را نمی فهمی! برای تو بی فایده است! من دیوانه ام... اربعین حسینی بر عموم مسلمین جهان تسلیت باد می دونی 721یعنی چی؟؟؟یعنی اینکه بین 7آسمان و 2 دنیا،1را دوست دارم اونم یکی هست دیگه........... کی میدونه 721یعنی چی؟!؟؟ من این عدد رو دوست دارم. حالا کی میدونه یعنی چی؟!؟؟ هرکی خواست جواب بده خصوصی بده. رفتار من در امتحانات ترم اول دی89 در طول ترم سه روز مانده به امتحان دو روز مانده به امتحان شب امتحان یک ساعت مانده به امتحان سر جلسه امتحان هنگام خروج از جلسه امتحان یک هفته بعد از امتحان سلام دوستان هر کی خواستADSLبخره فقط رُزنت حرف نداره از 20نمره 20 میگیره........اِمتحانش کن ضرر نمیکنی........... *******حضرت مسیح جان تولّدت مبارک******* رفتم مسجد و بعد از مسجد که نماز تموم شد اومدم بیرون جلوی در مسجد با بچه ها تکو تعریف (البتّه این کار هرشب ما هست)خلاصه داشتیم میگوفتیمو میخندیدیم که یکی از بچه ها اومد که وسایل ساندویج به همراه داشت نمی دونستم که نقسه شومی داره به هوای اینکه بره دستشویی رفت پشت در قایم شد و یه دونه تنتی انداخت جلوی پای ما من هم که گرم صحبت کردن بودن وقتی تنتی ترکید کمکی ترسیدم و دیدم یه تنتی دیگه داره بهش گفتم مرتضی اینو جیب قلعه نویی بندازیم خلاصه تنتی رو روشن کردیم انداختیم جیب قلعه نویی وقتی فهمید حُل شد اگه بدونیند که چه جوری از جیبش میخواست دربیاره تنتی رو از خنده روده بر میشید خلاصه دید نمیتونه کاری بکنه ولش کرد سرشو گرفت اون طرف و تنتی منفجر شد و جیب سویشرتش پاره شد.بعد از اینکه تنتیه منفجر شد به این کارش خندیدم که میخواست تنتیه رو از جیبش دربیاره.این قدر دم مسجد شلوغ کردیم که هیت امناء مسجد به ما گیر داد ما هم از خجالت جیم فنگ زدیم و به داخل پارک رفتیم.داخل پارک از دل قلعه نویی که این کارو کردیم در اوردیم خودش هم به این شوخی و این کارش میخندید. بعد یک ساعت بعد به من اس داد گفت:(امشب بگیر بگیره ها اوجش11به بعده)بعد زنگ زد و گفتم قضیه چیه گفت الکی گفتم میخواستم بخندیم. این بود داستان بروبچ ما................. سلام آقا کامبیز از اینکه نظر دادی ممنونم.ولی فقط آدرس وبلاگ نذاشتی مجبورم اینطوری به شما نظر بدم. آدرس وبلاگ خودتو بده تا برات توضیح بدم. از بچه هایی که دعا کردن واقعا از صمیم قلب از اونها متشکرم. باتشکر:زکریا


حرف نمی
زنم , چون می دانم هیچ گاه
نگاهت نمی
کنم , چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی!
صدایت نمی
زنم , زیرا اشک های من
فقط می
خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی












| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |
















